اصرار منفي ؛ تيغ دولبه
اصرار ، تيغ دولبه اي است. اصرار خوب است چون معتقديم و باور و ايمان داريم به خدا، معاد، نبوت و...؛ اصرار داريم و از سر صدق و صفا و روشني و زلالي است و پيدائي! درست بمانند آب روان زلال در يك جويبار كوچك كندرو كه ته آن سنگريزه هاي كوچك و تميز و رنگي باشد، حتي سوزني در ته جوي معلوم است ... اصرار به اينكه اين آب زلال است و... خوب است و عين حق و واقع است.
اصرا بد است ، بدو دليل روان شناختي! نخست آنكه ، بدون دليل ...، چون قبلا يك رفتار ، مشي ، اعتقاد، اخلاق، سياست، و يا هر چيز ديگري را ساليان متمادي داشتيم و حالا جزء لاينفك شخصيت ما شده است، اصلا ما بدون آن شخصيتي نداريم، شخصيت تعريف شده اي نداريم، لذا اصل بر قدمت و عمق رسوخ آن است يا شده است ، نه واقعيت و حقيقت آن ، چون آباء و اجدادمان مشرك بودند، پس ماهم... ! درثاني ، در وجه ديگرش اينكه ما با اعتقاد و بدون غرض و مرض، شفاف؛ حقيقتي را داشته و واقعيتي را دانسته و بر آن بوديم و مصر هم بوديم ، حالا گرچه آن مصداق تغيير ماهيت داده باشد، يا از ابتداء قلب بوده و ما شبيه آنرا مي انگاشتيم يا بهر دليل ديگري در برابر عقل و منطق و حق جديد ، حق مميز و فرقان ظهور يافته، صرفا از اين جهت كه به باورمان سخت و دشخوار مي آيد كه فلان موضوع، فلان شخصيت ، فلان اعتقاد قبلي نبايستي چنين ديگرگون ، بشرحي كه تازه وارد شده است باشد. اصرار داريم كه نپذيريم ولي رگه هاي شك و ترديد در اين حالت برايمان كشنده هست، يا وقتش را نداريم يا تمام جواني ، زندگي و ايمان را روي آن گذاشته ايم و بر باددادن آن يعني برباد دادن همه چي، 70 سال يقين، 80 سال صفا، حالا يكي بيايد بگويد...فلان...و راست هم بگويد... ما چه ميتوانيم بكنيم؛ بدوا طبيعي است مقاومت و اصرار ولي اصرار در اصرار ديگه بد است و شر و سرمنشاء تمامي شرورات...!
يكشنبه 23/1/83
اربعين ساعت 5/9 عصر
محمود زارع
http://bahoo.blogfa.com