زيبائي
Mahmood.zare@Gmail.com
هنر و زيبائي آنقدر عظمت دارد كه اكثر غمهاي آدمي را التيام دهد. قرآن ميفرمايد : وقتي يوسف از پس پرده بيرون آمد زنان مصر دست را بريده اند ولي آخ نگفتند و اصلا متوجه درد و رنجش بريدن نشدند لذا زيبائي شرابي است كه اكثر غم و درد هاي عالم را مي برد
.................................................
دلمشغوليهاي اسحار
داشتم فكر ميكردم كه آيا تفكر و ذهنيتي كه از دين داريم و اينكه آيا دينداري ما دينداري درست و مقبول خدا و پيامبر نيز هست؟! و..... آيا واقعا در اين حوزه ها خويشتن را نقد كرده ايم ؟ آيا اصلا اجازه نقد بديگران داده ايم كه اين بخش كار برما گران است علي العموم! راستي آيا با خويش خلوتي كرده ايم تا اينكه بفهميم آيا دينداريم؟! چه ديني داريم؟ آيا اين ديني كه داريم ما را به سعادت ميرساند؟! آيا واقعا تفكرات و بويژه اعمال ما اسلامي است؟! و آيا خود اسلام را شناخته ايم؟! و.... و مهمتر اينكه تا چه حد توان كنه و ذات تعاليم الهي و قرآن مجيد را داريم؟! ما بعنوان بندگان خدا تا چه ميزاناز تلاش ذهني و عملي ميتوانيم مقبول حضرت حق و حي داور قرار گيريم؟! راستي آيا باين نتيجه رسيده ايم كه همين الآن اگر از خدا بپرسند (؟!) مثلا محمود زارع نمره اش از 20 نزد جنابعالي چند است؟! او چه جوابي ميدهد؟! خيلي مهم است كه من نوعي ميزان مقبوليت خويش را ( خويشتن خويش را ) - در ذهنيت و عمل و... - نزد يگانه داور قادر حكيم متعال بدانم ! راستي آيا او چه جوابي ميدهد؟! براي شما مهم نيست كه بدانيد خداوند چه نظري نسبت به شما دارد؟! تعجب نكنيد طرح صورت مسئله بصورت فوق ميتواند واقعي هم باشد! في المثل . فرشته يا فرشتگاني از دربار حق از خداوند در مورد فرد بخصوصي از او پرسش - آنهم از سر اطلاع نه از روي انكار - بنمايند. گاهي سير دادن فكر در اين عوالم براي ما فوق العاده دلهره آور هم هست و صد البته بيدار كننده هم ميباشد!
يك نكته اغلب در كنه ذات ما هست و فكر ميكنم آن اين باشد كه تقريبا همه ما بنوعي با اميدي زنده هستيم . اگر نبود روزنه اميدي از درگاه حق . قطعا بدون فوت وقت - در خوشبينانه ترين حالاتش - سكته كرده يا اينكه دچار پوچي . توهم . بي هويتي و انواع و اقسام مرضهاي رواني و فوق رواني و.... ميشديم . كما اينكه بسياري از ما انسانها به درجه اي از اين بيماريها به همين دلايل دچاريم ! تخديرات اعم از مسكرات و دخانيات و گاهي هم شعر و موسيقي و.... مامن طبيب جوياني بدبخت از اين دست ميباشد كه لااقل اين قدر شعور را پيدا كرده اند كه مريض اند و كمبودهائي دارند.
البته حكيماني در طول تاريخ آمده اند كه براي اين بيماران نسخه هائي هم پيچيده اند و براي نجات آدمي و شفاي قلوب آنها راههائي را رهنمون شده اند و خلاصه اميدهائي را در دلها زنده كرده اند. في المثل : شفاعت ! اهرمي بنام شفاعت . چهره هائي در نزد خداوند آنقدر محبوبند كه از سوي خدا اذن دارند تا شفاعت كنند . ولي خود اين موضوع كه بنحوي شرايط خويش را مهيا كني تا استحقاق برخورداري از شفاعت را هم داشته باشيم خود دنيائي دارد! يا توبه . اگر نصوحي باشد كه جوانب نستوهي ميخواهد و آدابي دارد خاص . يا رجاء به عفو اغماض خداوندي كه حتي فرموده اند نا اميدي گناه كبيره و نا بخشودني در درگاه باريتعالي ست!
وخيلي از چيزهاي ديگر ..... ولي داشتم فكر ميكردم كه - با توجه به سئوالات اوليه اين مقال - با توجه به فلسفه و ماهيت خلقت آدمي كه ميدانيم غير فاني خواهيم بود و نشئه يا جهاني در سراي آخرت تمام نشدني داريم . واقعا اين 60 تا حداكثر 80 سال عمر در برابر آن لايتناهي آيا از جهت زماني و عددي به صفر هم مي ارزد؟! يعني اين ميانگين 70 سال در برابر آن ميانگين ( بي ميانگيني هميشگي ) واقعا از جهت عددي ارزشي معادل صفر را هم خواهد داشت؟!!
حالا به قرآن مراجعه ميكنيم . صفحه اي از مصحف شريف را ميگشايم . توصيه هاي موكد و مكرر به آدمي در توجه به عالم آخرت حتي آنجاها ئي كه از دنيا ميگويد و آيتي بميان مي آورد و در واقع ميخواهد مركبي به آدميزاده بدهد تا رهوارتر به سفر آخرت برود!
از قرآن بعنوان يك معرفت بزرگ چنانچه بخواهيم در مورد انسان دركي داشته باشيم و يا عرضه بداريم بايد گفت كه قرآن ميفرمايد يعني ميخواهد بفرمايد كه « تو مسافري » تو در اين دنيا مسافري آنهم براي استراحتي كوتاه در اين منزلگه . استراحت هم عبادتي است و عبادت هم معرفت و.....
خوب از اين زاويه راه تفريط اين است كه زاهد بمعني مصطلحآن بشويم . يعني به آن مفهومي كه عموم مردم آنرا زهد و زاهد ميدانند. از طرف ديگر جريان هم كه ميل شديد به دنيا به مفهوم كسب رفاهيات زميني بهر قيمتي . بالاخره فكر نميكنم منطقي باشد كه ما اينگونه دريافت فكري از دين داشته باشيم كه : « دين آمده تا دنيا تان را آباد كند » ! خير ! بايد گفت :
1- البته دين نيامده تا دنيا تان را خراب كند و يا اينكه شما را از آبادي دنيا تان باز دارد.
2- دين آمده كه شما را در راه صحيح به آخرت رهنمون نمايد.
3- دستورات دنيوي دين هم بيشتر در جاهائي است كه براي بشر در راه رسيدن به خير آخرت يا عاقبت خير . موانع را رفع نمايد . يعني دين در جاهائي كه مزاحمت براي آخرتي شدن مردم ببيند دستوراتي دارد بويژه فقهي تا رفع مزاحمت نمايد!
4 - وگرنه هر گونه تدبير امور در حوزه دين و يا انتظار داشتن از دين در تدبيراتي مثل صنايع و حتي بخشي از سياست نه تمام آن و.... انتظاري است بي جا! درست مثل اين است كه از پيامبر ص و علي ع انتظار داشته باشيم كه براي ما كامپيوتر طراحي نمايند و....
اين امورات به خود مردم و عقل و خرد آدمي واگذار شده است . دين ماموريتي خيلي وسيعتر دارد. اينها براي 70 سال بدرد ميخورد ولي دين براي نمردن فرمول و برنامه ميدهد نه براي بهره مندي دنيوي 70 ساله . اگر شما دستوراتي را براي همين مقطع ميبينيد آنهم در جهت عدم تضرر و يا عدم خسران آدمي در سفر آخرتي اش ميباشد!
ديگه خسته شدم
والسلام
4 بامداد
24/11/79 محمود زارع
http://bahoo.blogfa.com/