تبليغاتX
Google Groups
zareعضويت در گروه
براي عضويت در گروه ايميل خود را وارد و تاييد کنيد:
بازديد از اين گروه
عزیزم همه مشکل دارند تو تنها نیستی
 
   

 

عزیزم همه مشکل دارند تو تنها نیستی
 از ساری و زارع یکی مثل تو هستم ولی می دونم همیشه یکی بفکرم هست که از همه قویتر و مهربونتره

فروغ

بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
...............................
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست!!






» آبان 1388
» اسفند 1386
» آبان 1386
» مهر 1386
» تیر 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» بهمن 1385
» مرداد 1385
» خرداد 1385
» اردیبهشت 1385
» فروردین 1385
» بهمن 1384
» دی 1384
» آذر 1384
» آبان 1384
» مهر 1384
» شهریور 1384
» مرداد 1384
» تیر 1384
» خرداد 1384
» اردیبهشت 1384
» فروردین 1384
» درآمد اینترنتی
» معارف
» خاطره
» اقتصادی
» اجتماعی
» مازندران
» قرآن
» نکته ها
» علمی
» عمومی
» متفرقه
» ادبی . هنری . فرهنگی
» سیاسی
» گفتگوهای تنهائی
» ازآنجورحرفها
» تاریخ
» مقالاتم در سایر سایتها

» سایت ساری
» آبگینه ساری
» کسب درآمد اینترنتی
» سایت جدید من
» متن بخش دیگری از مصاحبه
» شخصیتها : و بررسی نظریاتشان
» مصاحبه با آقای محمود زارع 2
» تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول
» خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران . قسمت اول
» علوم غریبه . قسمت سوم
» علوم غریبه . قسمت دوم
» علـــوم غـــریبـه . قسمت اول
 

... بازي انتخاباتي در ايران سابقه دار است! جمعه بیستم خرداد 1384
 

...نشريات مختلف منجمله سايتهاي خبري اينروزها خبر از انواع و اقسام تخلفات و بعدها (حتما ) تقلبات انتخاباتي مطلب و گزارش مستند و غيرمستند نوشته و ارائه ميدهند. مثل بعضي از نمونه هائي كه ما در آخر اين مقال بدان اشاره خواهيم كرد.        

 

         البته قصد ما در اين نوشتار منبعث از انگيزه هاي سياسي و جناحي نميباشد بلكه بدليل عمق فجايع و خسراني را كه تمامي اصول و ارزشهاي مقدس ديني و الهي در سراسر تاريخ از سوي چنين طايفه هائي ديده است و خواهد ديد ، چنين ادبياتي را ضروري آنان دانسته و لذا در برداشت خويش نبايستي كه بدنبال نشانه هائي از گروههاي رسمي و نام و نشان دار داخل مملكت رفته و اين مطالب را عليه آنها بپنداريد! ...اما در واقع اشخاص و گروهها بايستي تلاش كنند تا از مصاديق اين مفهوم واقع نشوند كه در آنصورت صاحب اين خامه را گناهي نيست و ...ماتنها به مفاهيمي اشاره كرده ، آقايان بايد مصداقش نشوند!!!!

     از اين مقدمه بگذريم و ... داشتيم ميگفتيم كه انواع حقه و نيرنگهاي انتخاباتي نه تنها در جهان و آنسوي آبها ، بلكه در اين سوي آبها هم سابقه و سرايت داشته و دارد. و تنها خواستيم بطور اختصار با ذكر يك نمونه تقريبا تاريخي از داخل ، به اين نتيجه مهم اشاره كنيم كه ؛ تمامي بذرهاي كاشته شده در گذشته ، پس از طي مراحل رشد و تكون ظاهرا پنهان از ديد ما ، در زمان محتوم خويش كه بعضي هايش هم ميتواند در زمان حال باشد ( و بالطبع بعض دگر هم در آتيه ) محصول خويش را لامحاله خواهد داد مگر آنكه در پروسه توبه هاي تاريخي يك ملت ، اتفاق خوش يمني همچو توبه صورت بندد.

     و قطعا اين اتفاق ( هر چند مبارك ) توبه ، هزينه ميخواهد كه مردم ايران در يكي از جدي ترين بازگشتهاي خويش، در زمستان سال 1357 با پرداخت هزينه هاي سنگيني اين چرخش ميمون و در عين حال ثقيل از بابت تحمل هزينه را انجام داده اند.

     جانها و مالها و وبويژه آبروهائي كه در اين پروسه داده شده است ، آنقدر گرانسنگ و عظيم، خواهد بود كه حتي جان يكي از شهداء برابري كند با جان تمامي مردم عالم ... چرا كه مستند بر آيت صدق كلام الهي است كه ميفرمايد: ( نقل به مضمون )..... احياء نفسي ، ميتواند احياء  انفس و قتل نفسي هم ميتواند قتل انفس باشد..... و هست!! افهم !!!

     در اخبار نقل شده كه نمونه هائي از آن در بالا ذكر شد ؛ تنها بخشي از هزينه هاي اوليه يك كانديدا ي محترم رياست جمهوري اسلامي ايران ،( كه ادعاهاي آنچناني بعضي از آقايان اينروزها گوش مردم را ميخراشد) ، « لطفا درست توجه شود كه بخش اوليه و از يك قلم هزينه تبليغاتي »  همين يك كانديد محترم اصولگرائي ميتوانست حداقل يك شب شكم يك ملت بزرگ 000/000/70 نفري ايران را سير كند. براحتي با تسبيح دستتان هم ميتوانيد حساب و كتاب كنيد!

     حالا شما ديگر اقلام هزينه اي را هم بايد در بررسي درست صورت هزينه هاي آنها محاسبه كنيد تا كه شايد تصور صحيحتري از صرف منابع از طرف اين جويندگان نام  و قدرت ، كه انشاء الله اين دو تيغ بران را براي خدمت به محرومين و گرسنگان و پاه برهنگان ميخواهند بكمر ببندند؛ پيدا نمائيد. ديگه جاي گفتن ندارد كه هزينه هاي صدا و سيما – بيت المال -  هزينه هاي بكارگيري نيروهاي انساني بسيار زياد ، هزينه هاي ستاد و ساختمان و خودرو و نهار و شام و پوستر و سفر و رتق و فتق ديگر امورات كه اگر بخواهيم برشماريم سياهه اي ميشود بوزن چندين پوند! را هم بر مجموع اضافه كنيد . شايد اين آقايان مجموعا اين پولها ( هزينه هاي مجموع در تمامي اقلام براي همه كانديداها ) را روي هم ميگذاشتند براي هر ايراني بالاي 18 سال مبلغ 50000 تومان بسهولت تامين ميشد كه آن كانديداي محترم در وعده خويش مطرح كرده بود !

     تمام اينها منهاي هزينه هائيست كه جنبه معنوي داشته و در واقع خرج اين هزينه ها بسيار گرانتر و سنگينتر است براي نظام و مردم كه البته آرزو ميكنيم كه به آستانه فرمول حتمي  ولا تنازعوا  فتفشلوا و ... نرسد!!!

     آري ارزش دارد كه مردم بدانند و آگاه باشند و با معرفت امر مهم انتخاب را عامل باشند . ولي ... و اما.... شما را به همان چيزهائي كه اعتقاد راستين و عملي داريد ؛ اينقدر مردم را احمق تصور نكنيد ، چون اين تصور جداي از اينكه براي مردم بسيار خطر دارد ‌‌[  كه حاكمي با اختيارات بسيار گسترده در قانون بعنوان شخص دوم مملكت چنين باوري را عملا داشته باشد ؛( ولو اينكه خودش نداند، چون اين امر منطقا ممكن است كه كسي بچيزي عملا عامل باشد ولي ذهنا نداند كه بدان باور عملي دارد !!!!! )؛   ] براي خود شان هم بسيار ضرر دارد . زيرا  مردم  - روح جمعي مردم –  بسيار آگاه هست و بر اساس اصل حكمت و مشيت الهي در خلق و ايجاد ، بويژه خلق اشرف مخلوقات ، در مسير رشد معرفتي خدا خواسته پيش ميروند و خداوند حكيم را در خلقت بشر، العياذ بالله، شكست خورده ( عملا ! ) تصور ننمائيد! قيمت آگاهي مردم را( به خيال خويش) با چه هزينه اي پرداخت ميكنيد؟!

     شما آيا در برآورد هزينه ها در همين ابتداي آمادگي براي رياست ، بعنوان اولين پيش كارنامه ! آيا  آنمقدار از شعور اقتصادي؛ شرط تناسب هزينه با فايده ، را بررسي و در برنامه خويش ملحوظ داشته ايد، يا نه؟! بيني و بين الله حوصله و توان اين را هم نداشته ايد؟!. نميخواهد بمردم گزارش دهيد – مردم خود مي فهمند – بخودتان راست بگوئيد!!

     با شما كه اگر اين برآورد را نكرده ايد هستم ،  آيا آنقدر ناشناس هستيد كه نياز به حجم وسيعي از هزينه هاي تبليغي داشته باشيد؟ مگر از رجال نبوديد و مگر يكي از مفاهيم اصلي رجل بودن در اين مملكت فعلا آن نيست كه آنقدر پست و مقام و مدرك در سطح بالا در سابقه شما باشد كه بتوانيد مشمول اين حكم غامض ! سياسي و حقوقي ، شويد؟! مگر رئيس جمهور و وزير و وكيل و معاون رئيس و رئيس دستگاههاي عظيم و مهمه اي در اين مملكت و دهها عنوان و پست انتخابي و انتصابي و رابطه اي و .... را نداشته ايد كه مردم شما را آگاه نباشند و شما اينهمه به هزينه هاي گزاف، نيازمند و محتاج باشيد؟! داستان چيست؟! مگر از مريخ آمده ايد كه ناشناسايتان باشند؟!  اين تذهبون؟!

      لابد ميدانيد كه آقايان بسيار بسيار بسيار محترم و ارزشمند مرفه و برخوردار از انواع و اقسام مزايا مادي( و حالا هم با احترامات معنوي) همينطور مفت و مجاني و بخاطر چشم و ابروي خوشگل شماها فديه و هديه نميدهند و جيب طمع و توقعشان قطعا آنقدر بزرگ و گشاد خواهد بود كه حتي بعضي ها با تمام قدي كه بعد از انتخاب و بزرگتر شدنشان هم در آن جا شوند، چه ميخواهيد بكنيد؟ يا ميخواهيد به اين مرفهين آبرومند در نزد بزرگان، بعد از مقصود بيوفائي كنيد؟!!  

     مگر نديديد كه اين عزيزان لطيف مرفه ، حتي بوزن و برتري و احترام پولي و مادي خويش قانع نشده و نخواهند شد! و آن وزن غير پولي و مادي  را هم كه روزگاري با بيان رجحان يك تار موي كوخي ها بر كاخي ها، از سوي امام و رهبر عزيز و مظلومش ، دلخوشي آنها را موجب شده و روحهاشان را نوازش ميكرد، حداقل در اين قلمش ( يعني داشتن ارزش و احترام معنوي و غير مالي) ، روزگاري راضي به تحمل خويش در سيستم ، بودند. و اميد آنرا داشتند كه فرهنگ ائمه ع در تعاملات انساني و بويژه حكومتي ، در اينجا روزي از سخن به عمل برسد! و فكر هم نميكردند الآن آقايان روساء و مديران و وكلاء و استانداران و فرمانداران و حتي منصبداران روحاني هم در استانها و شهرستانها در مواضع و مواقع غير قابل شماري در حتي تعاملات معمولي مثل حشر و نشر و سلام و عليك و... با اين آقايان محترم مرفه و ...راحت ترند و هم گويا هم سنخ تر!

      بايد برويد ببينيد كه اصلا شما را تحويل ميگيرند و شما كه لابد خمس و زكات و سهم امام و سال مالي شخصي و... نداريد كه بمحضر بعضي از اين آقايان برويد و پس از انجام مراسم دستبوسيو...، تا ارزش و احترام و شناسا بشويد و مهمتر؛ با پاك كردن مال خويش نزد حضرات ، از جهت انساني هم پاك و خودي و تازه عملا فردي قابل حشر و نشر تلقي شويد!!! ديديد كه اينها راهم مصادره كردند ! ديگه چه چيزي مانده است؟! محرومين ( يعني حداقل 90 درصد مردم ) ..... بكجاي اين .... بياويزند قباي ژنده خويش را....؟!!!

      اما نه! از همه چيز بطور كامل برخوردار نشده اند .  از اين مثلث هميشگي، يك ضلع آن بطور كامل بهم جفت و جور نشده است ؛ قدرت ؛ يعني قدرت سياسي ؛ البته با تعريفي ماخوذ از ادبيات خود مرفهين، يعني توانائي تحميل هر گونه اراده خويش بر ديگران !!!

     سرمايه گذاري در اينجا يعني تكميل و تتميم اضلاع اين مثلث ! نقطه شروع اين پروژه كه بطور طبيعي و بر اساس قانون نانوشته فرهنگ سرمايه داري و بعضا نوشته شده آن؛ سرمايه گذاري در ساختارهاي قدرت سياسي است! اين پروسه را اشتباه نكنيد كه لازم است آنها حتما محاسبه نمايند ؛ نه ، بلكه اين جزء ذات فرهنگ سرمايه سالاري است.

     قبلا هم گفته بودم كه هر وضعيتي را كه الآن ما شاهد آن هستيم ، چه بخواهيد و چه نخواهيد ، خود شماها در راس آنها بوده ايد و عامل مستقيم آن هم خودتان هستيد و لااقل اينقدر صداقت را بخرج بدهيد كه اگر از نقش خويش در چند تا كار خير اين مملكت ، احساس مسرت ميكنيد ، شروراتش را هم بيخ ريش اين و آن نبنديد و توپ ندانم كاريها را بدروازه ديگران شوت نكنيد.

اينطور كه همه شماها مسئولين ميگوييد و انتقاد و گله و شكايت ميكنيد ، ما مردم را توهم برداشته كه نكند مقصر اصلي خودمان هستيم كه ... صد البته چنين نيز هست!!!

     خلاصه گويا باز نوك اين خامه خطرناك نيشتري شد بزخمهاي كهنه و هميشگي ام و ... از اصل بيان موضوع دور شده ام . اصلا مقدمه نويسي بمن نيامده است ، پس بهتر است اينجا بدون مقدمه به نقل اين روايت تاريخي بپردازم كه :        

 

         روزنامه قيام ايران در بهار 1325 خورشيدي ( حدود 60 سال پيش ) مينويسد كه آقاي احمد اخوان در سال 1322 متجاوز از يكصد هزار تومان ( يكصد هزار تومان 60 سال پيش به قيمت الآن چند ميشود؟!) براي انتخاب شدن از حوزه كاشان خرج كرده است و تمام اين ارقام را بنام صدقه و انفاق در دفتر نوشته تا از پرداخت ماليات معاف باشد. بقول خودش با يك تير نه تنها دو نشان بلكه چند نشان زده است.
اگر ميخواهيد كلاه شرعي را در ذهنتان تصور كنيد اين يك نمونه آن است يا شبيه بآن مي باشد. باز جاي توجه هست كه اين حاج احمد آقا آنقدر حياء ميكرد كه خلاصه تلاش نمايد تا ظاهر شرعي كار خود را در بين مردم مراعات نمايد ، و در جامعه شاهي آنزمان نميدانم چقدر اين حساسيت اجتماعي ديني وجود داشته است كه بالاخره راست راست مثل آقا زاده ها همه را بهيچ نگيرند!....

     ... نشان ديگري كه اين آقا اخوان زده است آنكه روغن ريخته را هم ضمنا نذر امامزاده كرده است.
     امروزه نيز انواع و اقسام حيله ها و حقه بازيها براي فرار از ماليات و سوء استفاده از امكانات مردم تحت عنوان بيت المال ، صورت مي پذيرد. بويژه در بخش مالياتي در شركتها و در بخش سوء استفاده از بيت المال در دستگاههاي اجرائي و ادارات و سازمانهاي دولتي و...
شركتها كه با انواع و اقسام ترفندها از ماليات فرار ميكنند و مديران دستگاهها هم با سوء استفاده از اعتباراتي كه براي خدمات عمراني يا پرسنلي در اختيارشان هست براي دست و پا كردن نام و نشاني بالاتر در تكاپوي هستند و كسي هم نيست كه جلوي اين كار را بگيرد و يا پرسشي از آنان كند.
حالا سر مردم و دولت را شايد بتوان كلاه گذاشت ولي با خدا چه معامله اي خواهند كرد!
بعضي از مديران دستگاهها با سوء استفاده از موقعيت خويش تحت عنوان گزارش كارهاي انجام شده . طي نشرياتي به تبليغ خويش مي پردازند و مدارك و پستهاي آنچناني را برخ مردم ميكشند. بدتر آنكه ادعاي تدين و صداقت و عجيبتر عدالت را هم دارند.

     اما اين تخلفات در زمانه كنوني با همان زاويه ولي باشكال خاص زماني خويش همچنان ادامه دارد و اي پدر مديريت و رياست بسوزد كه چه آسان ايمان و اعتقاد را ميسوزاند. و چه عجايبي را موجب ميشود كه حتي تحت نام شعارهاي باصطلاح اخلاقي و ارزشي معني داري چه رواداري هاي ناروائي را ايجاد ميكند و سخن بر سر مدعيان بي عمل و يا بهتر بگويم كه با عمل معكوس و متناقض هست....:

     يك پايگاه معتبر اينترنتي داخل مجموعه نظام كه لااقل آنقدر خودي محسوب شده است كه هيچوقت فيلتر نشود نوشته بود:

 

·     .....كانديداي نخست، تاكنون بالغ بر هجده ميليارد تومان در فعاليت‌هاي انتخاباتي خود هزينه كرده است؛ مبلغ مذكور هزينه ساختمان‌هايي است كه از سوي سرمايه‌داران به صورت رايگان در اختيار ستاد اين كانديدا قرار گرفته است..... گفته مي‌شود، كانديداي نخست كه از ميان اصولگرايان است، تاكنون بالغ بر هجده ميليارد تومان در فعاليت‌هاي انتخاباتي خود هزينه كرده است... معمولا كانديداهايي كه اين كمك‌ها را دريافت مي‌كنند، به سرمايه‌داران وعده مي‌دهند در صورت پيروزي در انتخابات، با ارجاع فعاليت‌هاي اقتصادي سودآور آنها را تأمين و اگر هم در انتخابات موفق نشدند، با استفاده از نفوذ خود در حكومت، به نوعي سرمايه‌گذاري انجام‌شده در تبليغات آنان را جبران كنند......( http://www.baztab.com/news/25000.php)

·     گفته مي‌شود بيشترين حجم تخلفات تبليغاتي مربوط به يكي از كانديداهاي اصولگرايان با پنج هزار مورد نصب بيلبورد تبليغاتي غيرمجاز است.( http://www.baztab.com/news/25097.php)

·     از كثرت وقايع اتفاقيه مربوط به اينگونه موضوعات؛ از ادامه آن بجهت عدم تطويل كلام امتناع ميكنيم ، و اين دو مورد را هم صرفا بجهت آن ذكر كرديم كه تا نشان داده شود  ، مدعيان اصولگرائي و تقوا و تعهد را هم گاهي پيراهن از جلو پاره ميشود و چه با وجه است كه تاكيد و تذكيري گردد از اسلاف خلف نغزگويمان كه  ... توبه فرمايان عليرغم جلوه گري هاشان در محراب و منبر و تريبون و...  – يعني جلوت -  اما در خلوت( يك كه نه) هزاران كار ديگر ميكنند! و چه ...   چاك پيراهن يوسف كه گل تهمت بود       خنده بر سستي تدبير ذليخا ميكرد ؛ اما اينبار معني معكوسش مصدق است و چاك پيراهن آقايان مدعي، باصطلاح از جلو پاره شده است!!! ... بدي كار زشت از نامدعيان چيزي عجيب نيست ولي نفرت انگيز و خبيثانه خواهد بود كه در لواي ادعاي دين و ارزشهاي اصولي دين اين كارها صورت پذيرد . بنظر اين حقير سراپا تقصير، اگر آن ارحم الراحمين از حتي گناهان بزرگتر از كوه بعضي ها بگذرد از خبثي كه اعمال مدعيان بيرون مي آيد – هر اندازه كه در ظاهر كوچك بنمايد – نخواهد گذشت . و مخاطبين فهيم ما ، خود بسهولت درمي يابند كه اثر سوء اعمال سوء از سوي اين مدعيان چه دامنه هائي را دربر خواهد گرفت. اينان تمامي زحمات و خون دل خوردن ها و بخون تپيدنها و زجر كشيدنها و محروم شدنها و ... انبياء و اولياء و اوصياء (و بلكه همه آنهائي كه همه چيزشانرا در طول تاريخ دين و دينداري و بلكه انسانيت در برابر شيطانيت را فدا كردند) بسخريه گرفته و... ديگه چه ميتوان گفت و چها نميتوان گفت بر اين گروه شياطين انسان نما و.....

·        .................

         البته خدا شاهد است كه قصد ما در اين نوشتار منبعث از انگيزه هاي سياسي و جناحي نميباشد بلكه بدليل عمق فجايع و خسراني را كه تمامي اصول و ارزشهاي مقدس ديني و الهي در سراسر تاريخ از سوي چنين طايفه هائي ديده است و خواهد ديد ، چنين ادبياتي را ضروري آنان دانسته و لذا در برداشت خويش نبايستي كه بدنبال نشانه هائي از گروههاي رسمي و نام و نشان دار داخل مملكت رفته و اين مطالب را عليه آنها بپنداريد! ...اما در واقع اشخاص و گروهها بايستي تلاش كنند تا از مصاديق اين مفهوم واقع نشوند كه در آنصورت صاحب اين خامه را گناهي نيست و ...ماتنها به مفاهيمي اشاره كرده ، آقايان بايد مصداقش نشوند!!!!

     پس بايد به گذشته دور و نزديك هم نگاهي كرد تا بتوان به حال نگاه درستتري هم داشت

 

   
                                                                    مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين

                                                                                                                                 محمود زارع

                                                                                                                                    ساري

          


 

 
 
 

باز هم دزدی ترکها سه شنبه هفدهم خرداد 1384
 

                      بنام خداوند جان و خرد

حدود ماههاي قبل اينجانب مطلبي را درباره مولوي و اهميتي كه ايشان در غناي فرهنگي تاريخي و حتي ديني ما دارند متذكر شده و هشدار داده بودم كه بي توجهي مسئولين فرهنگي كشور ما شايد كار را بجائي بكشاند كه از ملت ايران جز يك طفيلي از ترك و تاجيك و عرب و افغان در ساحت جهانيان معرفي ننمايند. حتي در سيماي جمهوري اسلامي ايران در شبكه چهار طي برنامه اي با سفير تركيه رسما مولوي ترك معرفي ميشود و قس عليهذا...

اين نوشته را به چند جا ارسال داشتم و سايت adlroom آنرا در چند روز بعد منتشر هم نموده بود لينك اين مطلب در سايت مذكور http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=527&mode=&order=0&thold=0 بوده است. ديروز در سايت بازتاب خبري را راجع به اتفاق جديدي كه در همين خصوص افتاده ديدم كه مجددا تركها در نشريه نيوزويك – كه يك نشريه تقريبا جهاني است در بخش مربوط به گردشگري و توريسم مجددا مولوي را ترك معرفي كرده و باقي ماجرا كه عينا در ذيل ملاحظه فرمائيد.

                                                                        محمود زارع

                                                                           ساري

اعتراض به مصادره مولانا توسط تركيه در نيوزويك

 


 


۱۴ خرداد ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۵

تعداد بازديد : 5447

كد خبر : ۲۴۹۸۴

 

يكي از بينندگان «بازتاب» با ارسال پيامي از ترك محسوب كردن مولانا، شاعر فارسي‌زبان، توسط تركيه انتقاد كرده است: در شماره ماه ژوئن «نيوزويك»، چهار صفحه تبليغ براي گردشگري تركيه موجود است؛ در صفحه دوم آن، از مولانا جلال‌الدين بلخي (رومي) به عنوان شاعر و متفكر ترك ياد شده است.

اين در حالي است كه مولانا در استان خراسان و در شهر بلخ متولد شد و تمام اشعار او به زبان پارسي است و حتي در خود تركيه، آثار او جزء ادبيات پارسي جاي گرفته است و در هر دايرة‌المعارف اينترنتي كه نام او را جستجو كنيد، نتيجه، شاعر و متصوف پارسي است.

وظيفه خود دانستم كه اين خبر را مخابره كنم چرا كه شوخي نيست. «نيوزويك» را ميليون‌ها نفر در سراسر جهان مي‌خوانند و ممكن است با خواندن آن اشتباه شود. جلوي اين را بايد حالا گرفت چرا كه ممكن است بعدا دير شود.
لازم به ذكر است در تركيه نه تنها مولانا، بلكه خيام، بوعلي سينا، رازي و... را ترك مي‌دانند.

بنده از شما كاركنان كوشاي «بازتاب» خواهش دارم اين موضوع را پيگيري و از دستگاه‌هاي مربوط نيز تقاضاي پيگيري دارم. حتي از شخص رئيس‌جمهور خواهش مي‌كنم اين موضوع را پيگيري كند.

 

 

نظرات کاربران :

 

·    در اين زمينه چند نكته در خورتوجه است،اولا از سايت بازتاب در خواست ميشود با توجه به امكاناتي كه در اختيار دارد ، بر اساس نشاني ذكر شده از نيوزويك مطلب را پيدا و ترجمه بخشهاي مهم آن را در اختيار خوانندگان قرار دهد تا واقعيت مشخص شود ويك طرفه به قاضي نرفته باشيم، ثانيا ترك بودن مغاير با فارسي صحبت كردن و فارسي شعر گفتن نيست كما اينكه بسياري از سلاطين ترك در امپراطوري عثماني به فارسي مكاتبه كرده وحتي شعر سروده اند اين در حالي است كه در همان دوران شاه اسماييل صفوي نامه اي به زبان تركي به شاه بلغار مي نويسد فارسي و تركي هر دو از زبانهاي غني جهان اسلام هستند و نبايد سعي كنيم اين دو را در مقابل هم قرار دهيم ، ثالثا مولوي اشعار تركي نيز دارد كه البته از نظر حجم ، اهميت و غناي شعري هيچوقت قابل مقايسه با آثار سترگ و شاهكارهاي فارسي وي نيست،حرف آخر اينكه آنچه مهمتر از زبان شعر يا هر اثر ديگري است ، حرفي است كه شاعر ونويسنده مي زند و الحق كه مولانا با اشعار فارسي خود نه تنها دل فارس زبانها كه دل بيشتر ملل را ربوده است ، به قول استاد شهريار
به قرآني كه او را پاره سي است
مثنوي قرآن شعر پارسي است

 

·    اين كه چيزي نيست. حدود سه سال پيش تركيه بودم و درست يادم هست كه در يك نشريه از جهانگردي تركيه كه در اتاق هتل بود علاوه بر بزرگان ياد شده حتي كوروش هخامنشي را از تبار ترك دانسته بودند!!؟؟ پيشتر ها (سالهاي دهه 80 ميلادي) اين رويه در تركيه كمرنگتر بود ولي هرچه ميگذرد شايد بزرگان پارسي تبار را مثل مال بي صاحب مي بينند وخود را محق. در مورد مولانا البته او خود را به شهادت ابيات شريفش متعلق به بشريت مي داند و همين هم حس او هم شايد بدليل دوري از وطن بوده ولي او هم "تركانه سخن" را " سزاي" خود نميدانسته. البته تركان بزرگان بسياري از خود دارند مثل سلطان محمد فاتح و معمار سينان و ... داشته اند ولي اگر از آنها خواسته شود يك غزل مولانا كه را قرائت كنند چه خواهند گفت و به چه زباني؟

 

·    آقا جان خب مفاخر ما را مصادره كرده اند كه كرده اند!!!!! مگر چيزي شده است؟
آسمان به زمين نيامده است كه! مهم اينست كه چه كسي رئيس جمهور مي شود !!!!!
در ضمن مفاخر كه نمي توانند راي به آقايان بدهند! ميتوانند؟
اگر مولوي و بو علي سينا و ... ميتوانستند دسته جمعي حتي يك راي به هر كدام از آقايان بدهند آنگاه ايشان خاك تركيه را به توبره مي كشيدند!!!!!!تا از اين غلطهاي زيادي نكنند!!!و راي آنها را كمتر نكنند البته فقط در زمان انتخابات!!! ولي الان اين مفاخر عظيم الشان مرده اند و زنده نيستند پس مهم هم نيستند !!!! اصلا تركها ديوانه اند كه مرده را مصادره مي كنند!!!! و آقايان عاقل!!!!را كاري با ديوانگان نيست!!!!حتي اگر كل مفاخر و كل مملكت هم مصادره شود مهم اينست كه آقايان رئيس جمهور و وكيل و وزير بشوند و راي بياورند حالا اگر ايران هم از دست برود (كه با اين وضعيت مسئولين خواهد رفت) مشكل چنداني نيست!!! ميگوييد نه اين شما و اين آقايان وطن پرست!!!!!

 

·    از قديم گفته اند كه خود كرده را تدبير نيست . پس از انقلاب كه شور و حرارت انقلابي همه را گرفتار خويش ساخته و از فردا روزي اينچنين بي خبر بوديم همگي مرتب دم از امت واحد اسلامي و مخالفت اسلام با ملي گرايي زديم و سر انجام كار به اينجا رسيد كه همه چيزمان هويت و فرهنگ و تاريخمان را در كنار جزاير سه گانه ايراني و خليج هميشه فارس در حال بردن هستند و ما بايد تنها به نظاره بنشينيم كه چرا چنين شد و چرا نتوانستيم از هويت خود دفاع كنيم.
كار به جايي رسيده كه جمهوري تازه تاسيس شده آذربايجان نيز غارت همه جانبه آثار و نشانه هاي فرهنگ و تمدن ايراني را آغاز نموده و در اين راه حتي علي دايي را نيز آذربايجاني و جزو افتخارات ملي اين كشور ميداند. بگذريم كه در كليه كتب تاريخ جعلي اين كشور ضمن اينكه رد پاي حضور و تعلق منطقه قفقاز به ايران را از بين برده اند حتي ايران را تجاوزگر و اشغالگر هم معرفي ميكنند كه در اثر جنگي كه ميان ايران و روسيه در گرفت تماميت ارضي كشوري فرضي به اسم جمهوري آذربايجان از بين رفت و در اثر شكست ايران بخش بزرگي از اين سرزمين به دست ايران افتاد و بخش كوچك آن نصيب روسيه گرديد.
هر چند اين موضوع از جمله مضحكه هاي بزرگي كه در تاريخ نگاري قلابي ميتواند گنجانيده شود ميباشد لكن متاسفاه باز هم مسئولين ما درس نگرفته و مدام بر وجود امت واحد اسلامي تاكيد كرده و سيل كمكهاي بي برنامه و حساب و كتاب خود را سرازير اين كشور جعلي و مردم حق ناشناس آنجا ميكنند.
به هر حال ما وظيفه دارم تا اين اشتباهات مسئو لين را متذكر شويم باشد تا در تاريخ نامي به نيكي از ما ببرند.
ميدانم كه اين بار نيز مطلب من همچون ساير موارد قرباني تيغ تيز سانسور بازتاب كه تاب شنيدن مطالب بر خلاف نظرات خود را ندارد خواهد شد ولي باز هم از براي اتمام حجت مينويسم.

 

·    در مورد مولانا حق با اين خواننده محترم است اما نبايد از نظر دور داشت كه بسياري از علما و متفكرين ترك را در ايران فارسي زبان مي شمارند. از جمله ابو علي سينا صائب تبريزي پروين اعتصامي و ... اگر بيطرفانه به موضوع نگاه كنيم ما در ايران نسبت به علما و دانشمندان بزرگ دو رويه مشخص را دنبال كرده ايم. 1) اگر در ميان آثار انان نمونه هائي فارسي يافتيم بلافاصله آنها را فارسي زبان ناميديم . 2) از ان بدتر اگر هيچ نشانه اي از آثار فارسي انها نيافتيم آنها را چنان در تاريخ قلع و قم كرديم كه انگار شاعرو يا دانشمندي به اين نام وجود نداشته است.

http://www.baztab.com/news/24984.php

 

 


 

 
 
 

استفاده ابزاری ازمقدسات يا اصول فروشي چهارشنبه چهارم خرداد 1384
 

 نميدانم کجا خواندم و که بود ولی احتمالا ميگويند روزی يکی از عرفاء - شايد بايزيد بسطامی بود درست نميدانم- در مسيری ميگذشت. در گوشه ای ديد يکی بر در مسجد نشسته با صوت حزينی هم قرآن ميخواند تا مردم را به رقت آورده و در کاسه او پولی بريزند.( گدائی) . بايزيد از کنارش بدون اينکه التفاتی نمايد بگذشت. در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تار زنی را ديد که داشت تار مينواخت و بوسيله آن ميخواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بريزند. عارف نامی، ايستاد و التفات ويژه ای و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد. مريدان ( شايد با تعجب) علت جويا شدند! بايزيد در پاسخ گفت : اولی را با دومی تفاوت بسيار است و بود. و ادامه داد که : اگر شما گرسنه و محتاج باشيد و نانی هم در بالای رف(طاقچه) ای بلند باشد بطوريکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنيد ، برای دست يابی به نان چه ميکنيد؟ هر يک چيزی گفت. بايزيد گفت: حال مرد اولی که بر درب مسجد قرآن همی خواند تا پول از خلق الله بستاند ، حال کسی را ماند که برای گرفتن آن نان بالای طاقچه، العياذ بالله ، قرآن را زير پا قرار داده تا دستش فراز گردد و به نان برسد. و دومی اين نکرد و برای حصول نان، آلت موسيقی بزير پای نهاد تا نان بستاند. حکايت اولی حکايت اهانت به کتاب الله و حرمت شکنی و تقدس زدائی است.حکايت دومی ، حکايت صدق و راستی و بی شيله و پيله گی است.

     البته تعبيرات از من نگارنده است و نقل به مضمون شده است. حال آنانی که با سوء استفاده از مقدسات ، آنها را ابزار کرده يعنی استفاده ابزاری از مقدسات به نفع منافع شخصی و جناحي و.. که بعد از انقلاب بازار گرمی هم از سوی افرادی خاص پيدا کرده است.

     شايد هر شعاري از سوي كانديداهاي رياست جمهموري و يا ديگر كانديداها( اعم از مجلس و ...) تا حدودي توجيه داشته باشد كه بحساب معرفي توانائيها و برنامه هاي خويش بمردم سر بدهند و اين ظاهرا ضروري است. گرچه شيوه تاييد صلاحيتها هميشه طوري هست كه مردم گويا هيچ نيازي به شناخت بيشتر ندارند چون غالبا دانه درشتهائي تائيد ميشوند كه مردم ناچارند خيلي بيشتر از تعداد بارهائي كه بخدا رو ميكنند ( در نماز ) از طريق سيما و تلويزيون قيافه و حرفهاي تكراري آنها را بجبر ديده و گوش كنند و اين رجل ها هميشه بوده و هستند و گويا خواهند بود. ما با عملكرد همه اين رجل هاي گرامي طي ساليان متمادي مديريت كلانشان آشنا هستيم و هر گلي كه بسر اين مملكت زده شد تاكنون از سوي همين آقايان بوده است. يكي كه چند دوره رئيس جمهور بوده و بعدش هم كه پستي مهمتر گرفته و انتخاب مجددش يعني تقريبا تاييد همان وضعيت ، ديگري هم كه چند دوره رياست بر يكي از قواي مهم را برعهده داشته و توانش بطور كامل از سوي مردم ارزيابي شده است، يكي ديگر هم كه در هيچ پست كلاني كمتر از يك دهه كوتاه نيامده بود كه آخري آن هم رسانه اي عظيم ملي بوده است و ما بطور كامل از توانائي هايش و خط و ربطش اطلاع داريم و ديگران هم كه در همين حد و حدودها داراي مسئوليتهاي كلاني بوده اند و چهره هاي ناشناخته اي نيستند و باز تاكيد ميكنم كه در تمامي خوب و بد اين مملكت نقش اصلي را همين آقايان داشته اند و تعجب ما بعضا ناشي از آن است كه اين ها طوري از وضع موجود انتقاد ميكنند كه گويا اصلا كاره اي در اين مملكت نبوده اند و يا اگر هم بوده اند سيستم آنها را كنار زده و يا بدليل اعتراض نسبت به وضع موجود از جايگاه خويش كنار رفته و باقي ماجراء ....!!

     لذا ما اين انتقادها را جدي نميگيريم و صرفا آنها را شعارهائي براي جلب بيشتر آراء مردم و بستن بار خويش فرض كرده و پيشنهاد ميكنيم كه بيخود هزينه هاي گزاف تبليغاتي را متحمل نشوند.

     اما حرف اصلي و نهائي ام با توجه به داستان صدر اين مقال اين است كه ؛ چه ميتوان ناميد اين اقدام را كه بعضي از اين رجالهاي محترم در نطقها و شعارهاي تبليغاتي خويش ، از دين و ارزشهاي ديني مايه گذاشته و با عناوين عديده اي مانند اصولگراها و... ( با توجه به بار ارزشي ائي كه اين واژه دارد ) و ديگر شعارهاي مانند اين ميخواهند مردم معتقد  و متدين به مذهب و مقدسات ما را متقاعد كنند كه چون شما متدين هستيد پس بما كه عليرغم ديگران به اصول و ارزشها گرايش داريم راي دهيد؟!!! بقول يك دوست شوخي اين شعارها تقريبا مانند اين است كه بخواهند در حوزه علميه ، انجمن اسلامي تشكيل دهند!!.... اين مطلب – شايد – ادامه يابد...

محمود زارع از ساري

http://www.bahoo.blogfa.com

 


 

 
 
 

چراغي را كه بخانه رواست بمسجد حرام است! یکشنبه یکم خرداد 1384
 

چراغي را كه بخانه رواست بمسجد حرام است!

شما رو بخدا اين دو خبر را كنار هم بگذاريد و كمي هم از حافظه خود كمك بگيريد                     

1 - مدتي قبل  در خبری خبر به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس آمده بود كه ؛درپی افزایش درآمدهای نفتی و در خواست مجلس کویت برای افزایش درآمد مردم، کابینه کویت اختصاص 680 دلار به هر شهروند کویتی را تصویب کرد. در بخشی دیگری از آن آمده: افزایش قیمت نفت موجب افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی این کشور در سال جاری شده و انتظار میرود کویت در سال جاری با مازاد 8 میلیاردی درآمد های نفت مواجه شود.

      2 -  از سوي مجلس شوراي اسلامي اعلام شد که ايران بابت تسهيلات اعطايي حدود يک ميليارد دلار بابت اصل و سود از هفت کشور خارجي طلبکار است.

     عضو کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌و‌گو با مهر، با اشاره به اين‌که کليات لايحه استرداد مطالبات ايران از چهار کشور سودان، تانزانيا، اردن و نيکاراگوئه در مجلس تصويب شده است، گفت: هم اکنون اين کميسيون در حال بررسي جزئيات اين لايحه است.

   غلامرضا مصباحي مقدم تصريح کرد: در بررسي ها مشخص شد که جمهوري اسلامي ايران بابت تسهيلات اعطايي حدود 960 ميليون دلار بابت اصل و سود تنها از چهار کشورسودان، تانزانيا، اردن و نيکاراگوئه طلب کار است.

وي خاطرنشان کرد: بخشي از مطالبات ايران از اين کشورها به بيش از 30 سال قبل مربوط مي شود.

اين عضو کميسيون اقتصادي مجلس در پاسخ به اين پرسش که آيا سوريه نيز از اين بابت به ايران طلبکار نيست‏، گفت: ما از سوريه طلبکار هستيم، اما اين کشور جزء کشورهايي نيست که در بازپرداخت اين تسهيلات تاخير انداخته باشد

اين گزارش مي‌افزايد: ايران از بابت تسهيلات اعطايي به اين چهار کشور سودان، تانزانيا، اردن و نيکاراگوئه و سه کشور ديگر حدود يک ميليارد دلار بابت اصل و سود طلب کار است که حدود 90 ميليون دلار آن مربوط به قبل از انقلاب و 910 ميليون دلار آن مربوط به پس از انقلاب برمي‌گردد.

اين گزارش حاکي است، اين وام‌ها بنا به دلايل مختلف سياسي و اقتصادي تاکنون وصول نشده است.

 

       چه بايد گفت؟ مردم خود ما از فقر و فاقه و گرسنگي در بدترين شرايط ممكن بسر ميبرند و آنوقت حاتم بخشي هاي مسئولان را ببين ! اين تازه احتمالا يك از هزاران مي باشد كه در رسانه ها منعكس شده است. ما مردم درست نميدانيم كه چه پولهاي بي زباني به بعضي از كشورهاي عربي با عناوين مختلف سرازير ميشود...! بابا گفته اند و چه درست هم گفته اند كه چراغي را كه بخانه رواست بمسجد حرام است!

 


 

 
 
» آبگينه ساري
» دنیایی آرامتر با سکوت
» مازندران سبز زرد
» sorbon
» پژواك خاموش
» محمود دوست همه
» سوربن در ميهن بلاگ
» بیوتکنولوژی گیاهی
» دکترغلامعلی رنجبر
» فرح آباد ساری
» گروه بزرگ اینترنتی برای عضویت شما
» وبسایت شخصی محمود زارع



...
  RSS 2.0